تبلیغات
علم می گوید ماهی از بی آبی می میرد... - حجاب...
بسم الله...
شرعیات را که جستجو کنیم ، نامحرم به کسی اطلاق میشود که باید حدود حجاب شرعی را (برای زنان ومردان) در همه ابعاد  (ظاهری ، کلامی و حتی فکری)در مقابلش حفظ کنی.
و این اولین مرتبه تعریف نامحرم است شاید.
و محرم را اگر در عرفان جستجو کنیم ، به ذات اقدس حق تعالی میرسیم در نهایت و مراتب محرمیت دیگران ، به مرتبه ولایتشان نسبت به تو بستگی دارد...
یعنی محرم ترین بعد از خدا ، چهارده نور پاک هستند و بعد از آن ...
و این شاید نگاه سلسله مراتبی است به نامحرم!
اینجای کلام که میرسم ، خیلی ها در دلشان می گویند ، نظریه بدی نیست اما کاربردی ندارد.
در حالیکه من کاربرد این نگاه را لحظه لحظه در زندگی ام دیده ام...
محرم واقعی خداست ، یعنی تنها وجودی که می توانی همه جذابیت هایش را ببینی و می توانی همه جذابیت هایت
را نشانش بدهی اوست
محرم واقعی امام معصوم است که با همه جذبه هایش
و اما دیگران ، هرکسی به همان اندازه که محرم است ، جذبه دارد
مجذوب نامحرم نخواهی شد وقتی دیگر جذابیتی برایت نداشته باشد، و این تنها زمانی ممکن است که تو قطعا
بدانی که جذابیت هایش توهم است.
و اگر تو مجذوب خداوند باشی ، حالا عفت معنا پیدا میکند
آدم عفیف کسی است که جذبه هایش را به جز برای محرمش نمایان نمی کند.
حالا اگر نامحرم با تو حرف می زند ، خوب میدانی که نباید نگاهش کنی ، نه برای اینکه مجذوب نگاهش نشوی
برای اینکه محرم تو ناظر است عفتت را...
اگر نامحرمی لبخندی از روی محبت زد ، محبتش را با نخندیدن پاسخ می دهی ، نه اینکه متحجر باشی و ناراحت از خندیدن او
بلکه محبت تو به نامحرم این است که او را هم عفیف بپنداری
و همه اینها را بگذار کنار «الدنیا لهو و لعبا» ... بازی های دنیایی که اولشان لغات است تو را مجذوب خودشان نخواهند کرد
که بازی ها فقط برای رشد طراحی شده اند و نه برای جذب شدن...
خواهرم، حجاب مصونیت است ، یعنی نگهبان است ، نگهبان توست در مقابل بازی دنیا
حجاب را اگر در شرعیات جستجو کنیم ، می شود پوشاندن زینت ها از نامحرم ...
و این زینت ها در اخلاق ، منحصر به جسم نمی شود...
من نامحرم ها را خواهر خطاب میکنم، نه برای اینکه احساس محبت بیشتری بینمان حاصل شود ( نعوذبالله) ، فقط برای اینکه من خوب میدانم که وقتی کسی خواهر من باشد ، حالا عفتش برای من غیرت می آورد... و بی عفتی اش بی غیرتی
یاد گرفته ام ، با نامحرم که صحبت می کنم سرم پایین باشد نه برای اینکه نگاهم را از او بدزدم ، برای اینکه غیرت دارم بر عفت خواهرم
کلامم را محکم و قاطع بیان کنم ، نه برای اینکه نشان دهم متحجرم بلکه برای اینکه من اسباب بازی او در دنیا نشوم
مهربان باشم و صبور ، ولی مهربانی ام را با صدای آرامم به او نشان دهم نه با لبخند ها و نگاه هایم
و صبر کنم تا حلال مشکلات او باشم نه اینکه مشکلی بشوم برا مشکلات قبلی اش ، که منشاء مشکلات جدی گرفتن بازی های دنیاست...


عکس نوشت: همیشه حجاب نوشت ها را که میبنی ، مزین میشود به عکس محجبه بانویی
اما من حجاب را در صورت برادرم می بینم...

پ.ن 1 :ازبس به زیـــرطاق جنان،های وهـوی توســـــــت    /    وزن و ردیـــف وقافیـه امشـب "حســــــن" شــده ...!
پ.ن 2 : این ها را قبل تر برای بزرگواری نوشته بودم که حالا نمیدانم چرا هوای خواندن دوباره اش به سر زده!!
پ.ن 3 : بزرگتر ها ببخشند اشتباهاتش را...
پ.ن 4 : عکس متعلق به برادر میم . نون است... ( حضرت سجاد ظافر)



طبقه بندی: ترکش های سرگردان ارمیایی، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 1 مرداد 1392 توسط ارمیا معمر | نظرات ()
روزشمار محرم عاشورا
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نوا

پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :