تبلیغات
علم می گوید ماهی از بی آبی می میرد... - زیارت ناحیه (32) | 2 روز مانده تا شان نزول...
بسم الله...

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلینَ فِى الْفَلَواتِ،
سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها،

زمین خوردن، سخت است...
آن هم وقتی بر بلندی باشی،
اما 
سخت تر آن است که نتوانی دست هایت را سپر کنی،

حالا اگر سه شعبه ای هم در چشمانی باشد..
و تو عباسی که بر خاک افتاده ای...
ماه ماه ماه ماه ...
ماه ترین ماه خدا...


پ.ن 1 : 
طلایه دار سپاهم! بلند کن سر را
غم تو می شکند قامت برادر را
چقدر زخم نشسته به ماه پیکر تو
چگونه وصف کنم جنگ نا برابر را
شکست فرق تو را کوفی و عجیب نبود
که خواست تازه کند یاد داغ حیدر را
تو ساقی همه تشنگان دنیایی
شکسته باد کسی که شکست ساغر را
حدیث مشک مگو، آب هم فدای سرت
که مادرم به حرم برده آب کوثر را
هنوز در دل میدان برادرت باقیست
غمت مباد که محرم نمانده خواهر را
حسین کشته تیر و سنان نخواهد شد
تویی که با ادبت می کشی برادر را

أنَ العباسَ لَمّا رأى وَحَدتَهُ أتَى أخاهُ و َقال یا أخی هَل مِن رُخصة؟ 
وقتی که دید ، برادرش تنها شده ، از او جازه گرفت:
ای برادر اجازه میدان می دهی؟

فَبَكى الحُسین بُكاءً شَدیدا ، ثم قال یا أَخِی أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِی
ارباب ، زار زار گریه می کرد...
برادر تو صاحب علم لشگر منی

 فَقَالَ الْعَبَّاسُ قَدْ ضَاقَ صَدْرِی وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَیَاةِ وَ أُرِیدُ أَنْ أَطْلُبَ ثَأْرِی مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقِینَ
سینه ام تنگی می کند برادر ...
خسته شدم از زندگی...
میخواهم انتقام بگیرم از این منافقان

 َقَالَ الْحُسَیْنُ فَاطْلُبْ لِهَؤُلَاءِ الْأَطْفَالِ قَلِیلًا مِنَ الْمَاء ؛
ارباب پاسخ داد: پس کمی آب برای این کودکان بیاور...

فَذَهَب العَباس وَ وَعظَهم و حَذرَهُم فَلَم یُنفِعَهُم فَرَجَعَ إلی أخیهِ فَأخیَرهُ
عباس به سمت دشمن رفت، شروع کرد به موعظه کردن
اما انگار این ها قلب هایی از سنگ دارند...
پس به سمت برادر برگشت تا خبر بدهد...

فَسَمع الاَطفالُ یُنادونَ اَلعَطَش اَلعَطَش...
صدای بچه ها را شنید... العطش ، العطش

فَرَکَب فَرسَه وَ أخَذَ رَمحَه وَ القِربَة وَقَصد نَحو الفُرات
سوار اسب شد ، نیزه اش را برداشت ، مشک را به دست گرفت،
و به سمت فرات حرکت کرد..

حتی دَخَل الماء ، وَ ملأ القِربة وَ حَمَلها عَلی کِتفه الأیمن وَ تَوجه نَحو الخیمة
وارد فرات شد ، مشک را پر از آب کرد
بر بازوی راست انداخت و قصد خیمه کرد...

فَقَطعُوا عَلیه الطَّریق وَ أحاطوُا به مِن کُل جانبٍ فَحارَبَهُم
راه را بر عباس بستند و از همه طرف محاصره اش کردند...
جنگ شروع شد...

حتی ضَرَبه مَلعونُ علی یَده الیُمنی فَقَطعها..
ملعونی کمین کرده بود،
با شمشیر به دست راست زد ،
دست قطع شد..

 فَحَمل القِربةَ علی کِتفه الأَیَسَر فَضَربه ملعونٌ فَقَطَع یَده الیُسری...
مشک را بر دست چپ انداخت...
دست چپ هم رفت...

 فَحَمل القِربة بِأسنانِه...
هنوز امید دارد ،
مشک را به دندان گرفت..

اما،
فَجاءهُ سَهم فَأصابَ القِربة وَ أریقَ ماؤها
تیری به مشک خورد،
آب ریخت..

فَتَوقَف العَباس
امیدش نا امید شد
همینطور ایستاد...

وَ ضَرَبَه رَجلٌ بِالعَمود علی راسِه
چنان با عمود آهن به سرش زد..

هنوز کار تمام نشده

ثُم جاءهُ سَهم آخر فَأصابَ صَدرَه 
سه شعبه آمد
بر سینه عباس نشست...

فَانقَلَبَ عَن فَرسِه 
از اسب افتاد...

فَصاح إلی أخیه الحُسین أدرکنی
بیا به دادم برس
داداش،

یا اخا ادرک اخاه...

فَلّما أتاه رآه صَریعا فَبکی
ابی عبدالله به میدان آمد
در حالی که گریه می کند...

الان اُنکَسَر ظَهری وَ قِلةَ حیلَتی
کمرم شکست...


فَرَجع الحُسین علیه السلام الی الخیامِ
حسین به خیمه ها برگشت...

مُنکَسِراًً حَزیناً باکیاً
دارد گریه می کند

راوی می گوید:

یُکَفکِفُ الدُّموع بِکُمِه
اشک هایش را با آستین پاک می کرد..

و سَئَل السُّکَینه : اَبَتاه! هَل لَک عِلمُ بِعمی العباس؟
تا برگشت سکینه آمد:
بابا جان ، از عمویم خبر داری؟
...

لاحول و لا قوة الا بالله...

پ.ن2:
ای عموجان شتاب كن برگرد
زود پا در ركاب كن برگرد

نیزه ها نیت تو را دارند
نیزه ها را جواب كن برگرد

حس من گفت راه بن بست است
روی حسم حساب كن برگرد

بین رود فرات و خیمه ی خویش
خیمه را انتخاب كن...برگرد

خیس دلشوره است چشمانم
گریه ام را مجاب كن برگرد

حلقه ی دور آب را بشكن
یك تنه انقلاب كن برگرد

پشت آن نخل در كمین تو اند
نقشه شان را خراب كن برگرد

پیش چشمانشان علی هستی
قلبشان را كباب كن برگرد

دل دریا و دشمن و مشك ات
هرسه را زود آب كن برگرد



طبقه بندی: با وضو وارد شوید!،  دست دعا ، اشک مستجاب، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 21 آبان 1392 توسط ارمیا معمر | نظرات ()
روزشمار محرم عاشورا
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نوا

پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :