تبلیغات
علم می گوید ماهی از بی آبی می میرد... - آ سد مرتضی...
بسم الله...
حرف برای گفتن از آسد مرتضی بسیار است، اینقدر که تو حتی جرات نکنی خودت چیزی برای آقا سید بنویسی...
فقط اینکه ،
آقا سید من خیلی وقت است مرده ام ، بهر فاتحه هم شده سری بزنید به مزارم...

*
تالار اندیشه مملو از هنرمندان،‌ نویسندگان،‌ فیلمسازان و ... بود. 
به سختی وارد سالن شدم. 
فیلم اجازه اكران نداشت. آرام در كنار سعید رنجبر نشستم. 
ناگهان در میان متن فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه (غیر مستقیم) به صدیقه طاهره توهین شد. 
سكوت تلخی بر فضا حاكم گشت. 
در خیا ل خود با روشنفكری قضیه را حل كردیم:‌«حتماً انتقادی است بر فرهنگ عامه مردم» 
در همین لحظه مردی با كلاه مشكی و اوركت سبز برخاست. 
نگاه‌ها به طرف او برگشت. «خدا لعنت كند چرا توهین می كنی؟» 
سید مرتضی بود كه می خواست بر سر جهان فریاد بزند،‌ او تنها ایستاده بود. 
از ذهنم گذشت چرا؟ چرا فاطمه (س) در تمام اعصار مظلوم است...


زنده ترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهایی است که در مبارزه می گذراند، و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان میدهد...

پ.ن 1 : فیلم ساز مکتبی با مکتب فیلم سازی متفاوت است حکما! کاش همه این را می فهمیدند..
پ.ن 2 : امشب "راز" جناب طالب زاده با حرف های حاتمی کیا شروع و پایان یافت ، چقدر دلم سوخت...
پ.ن 3 : راوی داستانی که خواندید آقای رضا رهگذر بود...
پ.ن 4 : خیلی خیلی محتاج دعایم ...
پ.ن 5:  
گفتم کلید قفل شهادت شکسته است
یا اندر این زمانه، در باغ بسته است
خندید و گفت: ساده نباش ای قفس پرست
در بسته نیست بال و پر ما شکسته است...




طبقه بندی: با وضو وارد شوید!، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 20 فروردین 1393 توسط ارمیا معمر | نظرات ()
روزشمار محرم عاشورا
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نوا

پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :